على آقا نورى
108
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
اين نامگذارى از طرف زيد انجام شد « 1 » و ادامهدهندهء پديدهء رفض و رافضيگرى ، شيعيان باطنى و قرامطه بودند و نه شيعيان امامى . « 2 » در مقابل قول مشهور ، برخى اساسا پيدايش لقب « رافضه » را با توجه به داستان زيد ، ساختگى دانسته و با جستوجوى كاربرد اين واژه در محاورات قرن نخست ، مىگويند : اين اصطلاح در نيمهء نخست قرن اول و ايام حكومت معاويه و براى كسانى كه به مخالفت سياسى مىپرداختند ، كاربرد داشته است . و نيز بنابر برخى از احاديث شيعى ، كاربرد اين لقب بر اصحاب امام باقر ( شهادت 114 ه ، هفت سال قبل از قيام زيد ) شايع بوده است . « 3 » صاحب اين ديدگاه هيچگونه شاهد متقن تاريخى براى نظر خود ارائه نكرده است . به اين صورت ، نمىتوان ديدگاه روشنى در مورد مصاديق مشخص اين واژه به دست آورد . از يكسو ، وجه تسميه و نيز تعاريف گوناگون و متعددى براى اين واژه ياد كردهاند و از سوى ديگر ، به لحاظ مصداقى ، گاهى بر برخى از فرق شيعى و گاهى بر همهء فرق شيعى اطلاق شده است . شيعيان نيز براى آن ، معانى پسنديده و آرامبخشى همچون ترك باطل و پيروى از حق ارائه كردهاند . « 4 » گاهى نيز مشروع ندانستن خلافت خلفاى سهگانه ، انتقاد از صحابه ، قول به نص در امامت و نيز ابراز حبّ و علاقه به امام على و اهل بيت عليهم السّلام و از سوى ديگر ، حتى عنوان دشمنى با معاويه نيز ، رفض دانسته شده است . « 5 » در هر صورت ، كاربرد اين اصطلاح فرقهاى در موارد زيادى مرادف با شيعه و همراه با بار منفى ( نظير وهّابى براى قشرى از اهل سنّت در كاربرد امروزى ) بوده و
--> ( 1 ) . همان ، ص 9 . ( 2 ) . همان ، ص 11 - 15 . ( 3 ) . صائب عبد الحميد ، تاريخ الاسلام السياسى الثقافى ، ص 717 - 719 . ( 4 ) . رازى ، ص 270 و نيز بنگريد : طبرى ، ابن رستم ، دلايل الامامه ، ص 255 . ( 5 ) . جعفريان ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 1 ، ص 19 به بعد .